دل‌نوشته‌ها


  چاپ        ارسال به دوست

دل نوشته ها

متن دل نوشته های خود را در قسمت نظرات روی این خبر وارد کنید. بعد از تأیید مدیر سایت در همین صفحه قابل مشاهده می باشد.


١١:٢٥ - شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٠    /    شماره : ٢٨٥    /    تعداد نمایش : ٦٧١٣


نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1390/10/21 10:24
6
31
بسم رب الشهدا از وقتی که با شهید و شهادت آشنا شدم، همیشه دنبال ی راهی بودم که بتونم راهشون رو ادامه بدم و کاری نکنم که خدایی نکرده شرمنده روشون بشم؛ تا الان که موفق نشدم و همیشه شرمندشون هستم... ایشا.. که خودشون یه راه تازه تو زندگیمون باز کنن...

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1390/11/03 15:48
8
20
بسم رب شهدا نمیدونم از کجا شروع کنم اما یه جذبه ای میگه از شلمچه شروع کن... هنوز احساس میکنم یه چیزایی رو شلمچه جا گذاشتم یعنی یه چیزایی رو پیدا نکردم..دنبال خیلی چیزا اومده بودم اما... خاک شلمچه یه جورایی آدم رو جذب میکنه.یه نیرویی داره یه نیرویه قوی یه چیزی شبیه نیروی جاذبه زمین.وقتی سجده میکنی یه احساسی بهت میگه اونجا وسط زمینه نه اصلا زمین چیه یه تیکه از بهشته. اونجاست که احساس میکنی یه عده ای شهید یه جایی اون دوروبر دارن نگات میکنن. اون وقته که برمیگردی و به خودت نگاه میکنی اونوقته که میفهمی اون جاذبه ابهت شهیده.شهیدها یی که نمیدونی ونمیشناسی حتی درکشون هم سخته. اما میدونی یه روزی به خاطره تو اینجا بودن!به خاطره تو!!! اونوقته که یاد امام زمان(عج)میافتی ومیگی آقا!میبینی اینهمه برامون از شهید میگن از هدفش ازخواسته اش. اما به یه دقیقه نکشیده که صدای زنگ گوشی دوستت رو میشنوی که از ترانه اش معلومه که از شهیدوهدفش وباورش هیچی نفهمیده. آقا ببین دشمن تو قلب جووناست(اونجا لونه کرده) آقا بیا ببین بیابگو بیاراهو نشون بده.آقا بعداز امام خیلی ها نامردی کردن خیلی ها به خامنه ای پشت کردن .آقا عکس امام رو پاره کردن آقا... اونوقته که میفهمی آقا باید بیان اونوقته که از ته دلت فریاد میزنی اللهم عجل لولیک الفرج

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1390/11/17 21:34
5
19
شهداي عزيزم افتخار ملتم سرمايه خاكي كشورم صادقانه بگويم قبل از انكه به دوكوهه شلمچه و فتح المبين بروم هيچ حسي نسبت به فداكاري شما عزيزان نداشتم ولي از وقتي كه رفتم وباز گشته ام از خداوند ارزو دارم وخواهش ميكنم توفيق سفر دوباره را به من بدهد شما عزيزان هم از خداوند بخواهيد

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1390/11/23 22:56
7
30
الان که این مطلب را مینویسم ساعت 22:46دقیقه 23/11/1390است که قریب 27دقیقه است که از سفر زیارتی کربلای ایران بازگشتم (مسیر30ساعته) دلم خیلی تنگ شده چونکه دقیقا 4یا 5ساعت مونده به حرکت کاروان من رو موظف به همراهی کاروان نمودن. ...........خیلی دلم گرفته............. آی رهروان حسین فاطمه(ع) دعوت کردید ممنونتونم ،دستمو بگیرین،به جان عباس فاطمه ..... بی دست کربلا دست مرا بگیر
کاربر مهمان
1390/11/28 1:58
7
10
بسم رب الشهدا و الصدیقین خدا می دونه شلمچه یک فضای رقیق شده ای از کربلای امام حسینه! پشت فنس های شلمچه کمی آن طرف تر کربلای حسین است همین جا بود که علی اکبرهای خمینی برای رسیدن به کربلا دست و سر می دادند و پهلویشان شکسته می شد... یا حسین
کاربر مهمان
1390/11/28 12:17
0
10
تا دوسال پیش شهدا برام فقط یه اسم بودن روی تابلوهای سر کوچه، بنر های کنار خیابون و... اما از اون شب... از اون شب برام فرق کردن! شدن بارقه ی امید، شدن یه نور تو این دنیای تاریک شده امید بودن چون از ما خیلی دور نبودن، چون از جنس ما بودن ، مثل ما بودن ولی مثل ما نموندن، تونستن خودشونو جدا کنن از این دنیای کثیف شده... پس این امید رو بهم دادن که اگه اونا تونستن شاید تو هم بتونی... پس امید بودن تو لحظاتی که فکر میکردم جبر منو تو یه دنیای کثیف آورده تا منم کثیف بشم... شهدا بهم نشون دادن که نه... تو یه دنیای کثیف هم میشه پاک پاک موند، اونقدر که اطرافتم پاک کنی... مگه شلمچه کجاست؟ مگه فکه کجاست؟ یه بیابون مثل همه ی بیابونای دیگه... اما... اما... شهدا باعث شدن یه فرقی داشته باشه... آره شهدا اومدن و با پاکیشون اون جاهارو هم پاک کردن، واسه همینه که دلت نمیاد ازشون بیای بیرون... واسه همینه که تو فکه که ایستادی فکر میکنی حسن باقری داره صدات میکنه، یا تو شلمچه زانو هات میلرزن وقتی باید برگردی، واسه همینه که وقتی داری از شلمچه میری عقب عقب راه میری تا بتونی تا آخرین لحظه ببینی، چی رو؟ نمیدونم! شاید همون چیزی که تو رو میکشونه اونجا، همون نیرویی که تو رو از دنیای روزمرگی هات کشید بیرون، یا شایدم صداهایی که از سالها پیش به گوشت میرسه، از اون سال هایی که اینجا شلوغ بود، اما نه از جوونایی که هاج و واج موندن تو بحر شگفتی های اینجا، که از جوونایی که اومدن و اون شگفتی هارو با جونشون اینجا ساختن... از اون شب خیلی دوست دارم بدونم باید چیکار کنم که شهدارو به دوستام بشناسونم ، چیکار کنم که اونها هم این منبا عظیم برکت رو پیدا کنن تا از این زندگی سطحی بیان بیرون و هر از گاهی یکم عمیق تر فکر کنن... اما نمیدونم باید چیکار کنم، کاش خود شهدا بودن و بهمون میگفتن که چیکار کنیم که اینقدر شرمندشون نباشیم... آخه خیلی سخته شرمنده باشی وندونی چطور جبران کنی... شهدا! بازم باید خودتون دست به کار بشین! دعا کنین... دعا کنین واسمون تا حفظ کنیم چیزهایی رو که شما واسه حفظش ... که به راستی شما واسه حفظش چه ها که نکردین...

با سلام تشكر و قدرداني از ارسال متن زيباي شما


کاربر مهمان
1390/12/04 23:38
0
6
سلام الان که دارم اینو میگم هفته پیش از هول سفر فردامون داشتم میمردم..چقدر زود گذشت... چقدر دلم میخواد برگردم عقب به وقتی کی که فرداش داشتیم میرفتیم سفر شهداء یادم رفت بهتون بگم دستون درد نکنه خیلی خوش گذشت..به حدی که حتی اگرم غذا و... بد بود خیلی عالی بود..کاش میشد عیدم دوباره بیام...کاش دوباره دعوتمون کنید..توروخدا شما که اینهمه رو دعوت میکنید من یکیم روش چیزی میشه؟باورتون بشه که از وقتی رسیدم شهرمون دلم دیگه به این زندگی مادی کنار نمیاد..اصلا دلم نمیخواد دیگه زندگی کنم...توروخدا راه شهادتو یه جوری واسمون باز کنید.

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1390/12/08 10:42
0
7
دلم گرفته ... طلائيه من رو درياب مثل هميشه خواهش مي كنم به دادم برس ديگه داره دلم مي پكه بزار امسال دوباره بپات بيوفتم التماست مي كنم

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1390/12/10 17:57
0
5
بسم رب شهدا.. مینویسم از دل تنگم.ازدلی که مدتهاست پرمیکشدبرای یک لحظه درهوایت بودن ای شهید... نمیدانم بازهم میتوانم درمیان قدمگاه مولایم قدم بردارم یا نه؟کاش بتوانم.چندروزی است که بازحال وهوایم بوی خاک میدهد.نمیدانم چه سری در میان این خاک ها نهفته که اینگونه مرامجنون کرده.....ازتوای دوست عزیزمیخواهم درمیان دلتنگی هایت برای من هم بخواهی تا بروم به آنجا که نوشته (انک بالوالدالمقدس الطوی)...التماس دعا.. آقا خودت شاهد باش....یاحق

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1390/12/11 14:56
1
10
قسمتی از وصیت نامه سردارشهید موسی الرضا خراسانی مسئول تسلیحات و مهمات لشکر ویژه 25 کربلا: جانی که در بدن ماست امانتی است که از جانب خدا به ما سپرده شده و ما باید آنطوری که رضای خداست به خدا تحویل دهیم و شما خیلی خوب از این امانت نگهداری کرده اید و از اینکه مرا در راه خدا هدیه کرده اید، هیچ نگران نباشید و همچون مادر وهب شجاع باش که وقتی سر فرزندش را پیش مادرش بردند سر فرزندش را گرفت و پرتاب کرد بسوی جنگ و گفت من سری را که در راه خدا از دست داده ام دیگر پس نمی گیرم،

با سلام سپاس و تشكر از ارسال متن زيباي شما


کاربر مهمان
1390/12/13 19:2
1
3
سلام علیکم راوی کاروان بسیار مهم است . من بار سوم بود که به راهیان نور سفر می کردم. این بار از طریق دانشگاه پیام نور پاکدشت رفتیم. یک راوی آورده بودند به نام ح(اج آقا دلگرم) که ایشان نه تنها راوی جبهه ها بودند بلکه عملیات ها را به موقع وازشهدا به اندازه و حتی برای ما رزم شبانه در دوکوهه اجرا کردند که تمام دوستان توبه کردند وباتشکر از ایشان که جنگ را به خوبی نشان دادند.در پایان به سوالات سیاسی ما به درستی پاسخ دادند. ظرف مدت 5 روز روز اول سوالاتی مطرح کردند وما توجه نکردیم اما چنان زمینه سازی کردند که بحث ولایت فقیه را تاکنون به این زیبایی برای ما حتی استادان در دانشگاه نتوانسته بودند ثابت کنند. ضمن تقدیر از ایشان خواهشمندیم بخشی در سایت برای قدر دانی از این راویان قرار دهید

با سلام . پيامتان دريافت شد . براي بازدهي بهتر سايت از نظرات تمامي دوستان استفاده مينمائيم . در صورتيكه خود يا دوستانتان در هر قسمت توانائي انجام طرحهاي جديد و پر بازده را داريد مورد استقبال هستيد . با تشكر


کاربر مهمان
1390/12/14 19:48
0
4
دل شکسته ام آرزو دارم بیام شلمچه تا شهیدان رو درک کنم

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1390/12/20 18:3
1
11
بسم رب الشهدا و الصدیقین ای کاش ما جوانان دهه 60 هم در جبهه ها حضور داشتیم ولی جرئت می خواهد واقعا" که شهادت لیاقت می خواهد و ما این لیاقت را نداریم و هیچ بهانه ای قابل قبول نیست پس ما که لیاقت شهید شدن را نداریم بیایید کاری کنیم که یاد و عکس شهدا مانند خونشان از دیوار های شهرمان پاک نشود. عاشقان از ظلم و جفا در خود ننالید مهدی ما می آید پس ذکر معروف بخوانید اللهم عجل الولیک الفرج تا باد و زنده باد این کلمات بر محمد و آل محمد صلوات ملتمس دعا بنده گنهکار

با سلام تشكر از بابت ارسال متن زيباي شما


کاربر مهمان
1390/12/21 4:4
1
8
سلام.الان ساعت 4 صبح،5 ساعت است که از کربلای ایران بازگشتم.اونجا توفیق نداشتم این دل نوشته رو بنویسم ولی اینجا مینویسم و تقدیم میکنم به همه ی شهدای عزیز و گران قدر ملت ایران. شهدا... آمدیم ، نبودید ، رفتیم نه،بهتر است بگویم... آمدیم ، بودید ، ندیدیم

با سلام و سپاس از ارسال متن زيباي شما


کاربر مهمان
1390/12/22 14:54
0
4
خیلی خسته ام شهدا داغونم بریدم دیگه کمکم کنید.........

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1390/12/23 14:9
1
5
سلام مردان بی ادعا سلام اما لبیک نه.لبیک نمیگویم چون به ایمانم شک دارم.شک دارم که سرباز باشم.یادم نرفته بارها و بارها،قولها و قولها،غفلتها و غفلتها... اما تنها چیزی که دلم را روشن نگه میدارد وجود شماست.وجودی که اگر معدوم بود دنیا تاریک میشد،گم میشد،غرق میشد در بحبوحه ی ظلمات دنیوی. بگذریم،آمده بودیم(خودم و دلم را میگویم)که عرض ادب کنیم و التماس دعا بگوییم.شهدا،من و تماموجودم دارد میسوزد.آتش گناه خاکسترم کرد.نمیخواهید خاکسترم راجمع کنید؟ من دست نیاز به سوی شمادراز کرده ام.کمکم کنید.شفاعتم کنید من که نگفتم لبیک.... شمابگویید...

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1390/12/24 16:1
1
8
در طلاییه صدای ملائک را شنید که نام پسرش را صدا می زدنذ باخود اتواع واقسام پودرهای ضد آفتاب آورده بود وقتی به خاک طلاییه دست زد صداها را درک کرد. اومی گفت ناگهان همسرم زنگ زد گفت هیچ می دانی الان فرزندمان از راه رسید ه وموهایش را تغییر داده ودر اتاق دیگر دارد دنبال لباس های ساده می گردد. گفتم بگو مامانت هم عوض شده است وقتی به شرهانی رفته بودم ودورکعت نماز به نیت شهدا خواندم سوگند یاد کردم که دیگر نمازم ترک نشود. همین که سوگندخو ردم پسرم تماس گرفت گفت مامان من بعد از این مسجد رفتن را ترک نخواهم کرد.! ماخانواده ای نبودیم که اهل نماز باشیم این یک معجزه بود. مقصر هم من بودم نه شوهرم تاریخ طلاییه ظهر 20/12/1390 و تاریخ شرهانی عصر 21/12/1390 اصل نامه که برایم نوشتند موجود است اما به دلیل حفظ نام ونام خانوادگی وآبروی طرف ارسال نمی شود

با سلام و سپاس از ارسال متن زيباي شما


کاربر مهمان
1390/12/25 2:5
0
4
سلام (الان 7روزه از کربلای ایران اومدم) دلم میخواد داد.....کار از شرمندگی گذشته..... شهدا به معنی واقعی کلمه غریند.......... شهدا التماس میکنم التماس میکنم دست ما جوونارو بگیرید

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1390/12/27 11:4
1
4
هیچی نمیتونم بگم چون اصلا روم نمیشه باشهدا حرف بزنم فقط یه چی بگم .... " شرمنده "

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1390/12/27 14:2
2
10
شهدا امدند ، نبودیم ، رفتند همین ....

با سلام . از شهدا طلب يك نيمه نيگاه داريم و بس . انشاءالله به مدد حضرت حق توفيق شهادت نصيبمان گردد .


کاربر مهمان
1390/12/28 20:33
1
4
شرمندگی یه گوششه چی بمویسم که راضی بشم نمیدانم العفو شهدا العفو العفو امٍَ الشهدا العفو العفو

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1391/01/04 15:24
1
4
سلام شهدا من قبل از این که بیام و از مناطق جنگی بازدید کنم خیلی دوستون داشتم ولی وقتی 7 هفته پیش دعوتم کردین واقعا عاشقتون شدم جوری که دلم میخواد همش اونجا باشم از همتون ممنونم که دعوتم کردین و یک دل نه صد دل عاشقم کردین شما رو به خدا دوباره دعوتم کنید بیام زیارتتون

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/01/06 1:25
0
3
من همیشه به بعضی از دوستام که هر سال روزهای خوب عید نوروز رو تو راهیان نور میگذروندن میخندیدم و میگفتم که چه آدمای مسخره ای عیدشون رو تو بیابون میگذرونن تا اینکه خودم به اصرار دوستام نوروز 90 رو راهی راهیان نور شدم اولش دلتنگی میکردم ولی به مرور عادت کردم تا جایی که بدجوری با شهدا انس گرفتم و فهمیدم که چند ساله تو گمراهی بودم حالا که یک سال از اون موقع میگذره هر روز خاطرات اون روزا رو دوره میکنم و گریه میکنم و روزشماری میکردم که امسال هم برم ولی قسمت نشد حالا با خودم میگم که کاش همون یکسال رو هم نمیرفتم چون دلم رو تو شلمچه جا گذاشتم و بدجوری دلتنگ شهدا هستم اگه امسال نتونم برم دق میکنم شهدا تو رو خدا منو امسال هم بطلبید

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/01/08 12:51
1
5
کجاییدای شهیدان خدایی***بلاجوبان دشت کربلایی###تازه ازشلمچه اومدم دلم تنگ شدخیلی خیلی دعاکنید دوباره برم ای شهیدان ای خدا........

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/01/08 23:29
1
5
دلم به هوایت گفته بود امدم ، به سویت اما خیلی زودزمان گذشت باید که در هر وجب خاک پاکت تامل و اندیشه کرد. تامل و اندیشه/ تامل و اندیشه/تامل و اندیشه/ در جوار شما باید شمع بصیرت را روشن کرد باید دشمن را شناخت تا شما را بشناسیم باید منافق را شناخت تا شما را بشناسیم باید اندیشه و راه شما را شناخت تا خدا را بشناسیم و عاشق خدا شویم دلم به هوای کویت گرفته است کاش بالی داشتم تا در جوار تو پرواز کنم.کاش...

با سلام پيامتان دريافت شد . از خداوند منان توفيق شهادت را براي هر عاشق جا مانده اي داريم . آمين


کاربر مهمان
1391/01/09 8:54
5
6
شهدا رفتند تا وطن حفظ شود تا زمينهاي غني از نفت و گاز در اختيار ايرانيان بيفتد و حال ما با ايجاد محدوديتهايي در نقاط مرزي به بهانه ايجاد بستر فرهنگي كاروان راهيان نور از توسعه و توليد از ميادين نفتي و گازي مرزي جلوگيري مي كنيم در حاليكه طرف عراقي بدون وقفه به تخليه مخازن مشغول است و ما فقط نظاره گر. خدا به دادمان برسد از اينهمه بي تدبيري و كج فهمي

با سلام پيامتان دريافت شد . اينكه حافظ ارزشها باشيم وظيفه شرعي و عقلي هر انسان آزاده اي هست . فكر كنم فراموش كردين همين آزادي و امنيت رو مرهون و مديون چه كساني هستين ؟؟؟؟؟ اي برادر اندكي انديشه كن .......


کاربر مهمان
1391/01/11 12:18
2
3
سلام میخواستم یک سری عکس دل نوشته دار براتون ارسال کنم راهنمایم کنید

با سلام . پيامتان دريافت شد . لطفا با شماره 09122513824 آقاي طباطبايي مسئول روابط عمومي ستاد تماس حاصل فرمائيد . با تشكر


کاربر مهمان
1391/01/12 19:25
1
11
بچه هاپدرم میگوید من در مکه خانه خدارادیدم ولی در جای شهدا خود خدا را.ممنون

با سلام آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/01/15 22:57
3
4
به نام خدای شهدا نوروز 91 هنگام سال تحویل توفیقی نصیب شد و در فکه با اولین کاروان خودروهای شخصی به مقتل شهدا رسیدیم. طرح بسیار جالب و زیبایی است. من به تمام دوستان و آشنایان و همکاران سفارش کردم سال دیگر حتماهمراه کاروان خودروهای شخصی کاروان نور باشند. با تشکر از زحمات همه عزیزان و آرزوی توفیق بیشتر ذکر چند نکته به نظر خالی از لطف نیست. 1- لطفا در سایت و در انتهای سفر قسمت و برگه نظرسنجی تهیه شود. 2- برای هرکاروان دو ماشین در ابتدا وانتهای ماشین های کاروان با پرچم و امکانات صوتی قرار داده شود تا احتمال گم شدن ماشین ها کمتر شود. 3- با تنظیم زمان حرکت کاروان و با حضور راوی زایرین بتوانند استفاده کاملی از حضور در مناطق داشته باشند. باز هم متشکر از این همه زحمت ، اجرتان با خدای شهدا همه چیزعالی بود

با سلام . پيامتان دريافت شد . از اينكه توانستيم خدمتي هرچند ناچيز به شما زائرين گرامي ارائه كنيم انشاءالله از نظرات شما در برنامه هاي بعدي استفاده خواهد شد .


کاربر مهمان
1391/01/20 15:54
3
7
زندگی نامه خادم الشهدا شهید کربلایی حجت الله رحیمی نویسنده: حسین رحيمي - جمعه هجدهم فروردین 1391 بیو گرافی شهید حجت الله رحیمی شهید حجت الله رحیمی در تاریخ 24/12/1368 در شهر باغملک دیده به جهان گشود و درسال 1379 یعنی در سن 11 سالگی به عضویت پایگاه مقاومت بسیج مسجد سیدالشهدا باغملک درآمد و فعالیت مذهبی خود را بعنوان موذن ومکبر در این مسجد شروع نمود . وی در سال 1384 به عنوان عضو فعال بسیج فعالیتهای رزمی و فرهنگی خود را گسترش داده و به عنولن مسئول فرهنگی و مسئول اطلاعات پایگاه مقاومت امام حسین با غملک منصوب گردید . وی همچنین از سال 1380در سطح مساجد وهیئت های شهرستان مداحی می کرد ودر سال 1385 هیئت خانگی نورالائمه را با هدف گسترش فرهنگ معنوی اهل بیت عصمت و طهارت راه اندازی نمود و در طول مدت فعالیت خود توانست صدهها مراسم مذهبی را در مناطق مختلف شهرستان واستان خوزستان برگزار نماید وی که از محبیوبیت خاصی در بین جوانان شهرستان برخورد دار بود توانست جوانان زیادی را به محافل مذهبی جذب نماید که این نوع فعالیت در سطح استان بی نظیر بوده است . همزمان با راه اندازی این هیئت از سال 1386 به عنوان خادم الشهدا به عضویت موسسه طلایه داران آفاق قم در آمد و در پایان سال به عنوان عضو هیئت استقبال کننده از کاروان های راهیان نور کشور در مناطق جنوب فعالیت مینمود . علیرغم فعالیت و داشتن روحیه بسیجی شهید حجت در زمان فعالیت در مناطق عملیاتی به عنوان خادم الشهدا با بچه های ارتش فعالیت داشته که این نگرش حاکی از روح بلند وی بوده است . وی از ویژگی های اخلاقی- شخصیتی و معنوی خاصی برخورد دار بوده و رعایت ادب – داشتن لبخند – حفظ حرمت دوستان – گفتن یاز زهرا و یا علی در ابتدا وانتهای مکالمات تلفنی اش بجای سلام وخداحافظی – نماز اول وقت – علاقه به حضرت زهرا و اهل بیت و... زبان زد همه دوستان وی بوده است . شهید حجت دانشجوی رشته کامپیوتردانشگاه آزاد باغملک بوده ودر سال 1390به عنوان مسئول بسیج دانشجوئی دانشگاه آزاد اسلامی باغملک منصوب گردید . مسئول سابق بسیج دانشجوئی باغملک در این خصوص می گوید بعد از مراسم تودیع ومعارفه هنگامیکه وارد اتاق بسیج شدیم حجت حکم انتصابش را روی میز گذاشت من به او گفتم حکمت رو ببر خونه گفت برادر اینها احکام دنیوی اند و بس.... شهید حجت الله رحیمی در حالیکه تنها 7 روز تا تولد 22 سالگی اش باقی مانده بود درساعت 45/7صبح مورخه 390/12/18درشهرستان خرمشهر منطقه دژ زمانیکه مشغول هدایت اتوبوس کاروان راهیان نور بسیج دانشجوئی استان لرستان به سمت یادمان عملیات والفجر 8 در منطقه اروند کنار آبادان بود در مقابل پادگان دژ بدلیل برخورد اتوبوس راهیان نور با وی دعوت حق را لبیک گفت وبه فوز عظیم شهادت نائل آمد. وی درطول مدت زندگی از همان کودکی عاشق اسلام،اهل بیت،وشهدای دفاع مقدس بود شهید حجت الله رحیمی را می توان به حق از جوانان نسل سوم انقلاب که شیفته امام و مقام معظم رهبری بوده اند نامید.وی عاشق مقام معظم رهبری بود ودر عمل این را به اثبات رساند وی در کلیه مداحی های خود از شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی یاد کرده و بارها در مدح مقام معظم رهبری- شهدا و امام شهیدان مدیحه سرایی نمود . وی در فتنه سال1388با مدیحه سرائی و شعرهای خود در سطح استان خوزستان نقش فعالی در بصیرت افزائی به مردم داشت. وی همچنین در مدیحه سرائی خود به موضوع بیداری اسلامی اهتمام جدی داشته است . شهید حجت الله رحیمی بارها آرزوی شهادت را طلب می نمود و بر این اساس در سال 1387 اتاق خود را تبدیل به حجره شهید حجت رحیمی نمود واتاق خود را با دهها عکس از شهدای جنگ تحمیلی تزئین نمود ، دست نوشته ها و مطالب نوشتاری وی حاکی از آن است که وی بارها آرزوی شهادت را طلب نموده بود وی همچنین در سال 1388 وصیت نامه عاشقانه و سراسر معنوی خود که حاکی از روح بلند وملکوتی اش بود را به رشته تحریر در آورد. وی همچنین در خرداد ماه ۱۳۹۰ به زیارت اربابش حسین (ع) و عتبات عالیات مشرف شد . شهید حجت در بین دوستان و نزدیکانش به شهید همت، نسل جدید معروف بودند وجالب اینکه در روز تولد شهید همت در 19 اسفند تشیع وتدفین گردید .

با سلام . پيامتان دريافت شد . از خداوند متعال خواهانيم روح بلند دوست عزيزمان حجت را با ارباب بي كفنش محشور نمايد و ما را از شفاعتشان بي نصيب نگرداند . آمين


کاربر مهمان
1391/01/26 23:38
1
7
شهدا بخدا دلم تنگه/واسم دعا کنید/حضرت زهرا میدونه شهدادلم تنگه

با سلام . پيامتان دريافت شد . از خداوند متعال خواهانيم رهروان خوبي براي شهداي عزيزمان باشيم .


کاربر مهمان
1391/02/01 13:1
1
4
وای شهدا من کی بودم و کی شدم شهدا ما شرمنده ایم

با سلام شهدا در قتلگاه خون با حضرت حق پيماني ناگسستني بستند و ما نيز پيماني از عشق ميبنديم . باشد كه پيروان خوبي براي آنان باشيم .


کاربر مهمان
1391/02/15 0:54
3
9
چه بگویم....جز واژه ی شرمساری..؟؟؟قلبهامان را چه شده..؟؟؟بارالها..افسوس...

با سلام . پيامتان دريافت شد . ان شاءالله با لطف و مدد شهداء بتوانيم ادامه دهنده راه قافله شهدا باشيم . آمين


کاربر مهمان
1391/02/22 17:3
0
10
گفتیم چه شد یاد شهیدان گفتند: یک کوچه به نامشان نکردیم مگر؟!

با سلام پيامتان دريافت شد آسمان فرصت پرواز بلندي است ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي


کاربر مهمان
1391/02/28 11:26
0
5
سلام خسته نباشيد شهدا شرمندهايم الان دو ماه از جنوب برگشتم اون قدر دلم تنگه شهدا شده دعا كنيد بازم قسمت همه ي عاشقا بشه سفر به چنين جاهايي

با سلام پيامتان دريافت شد . ما هم اميدواريم در طول سال هر لحظه با ياد و نام شهداء زندگيتان لبريز از شور و عشق به شهيدان باشد .


کاربر مهمان
1391/07/28 10:51
0
7
برادران و خواهران عزیز ، ما غافلیم از اینکه شهدا خود را فدای ارامش ما کرده اند . برادران شما را دعوت به غیرت ، جوانمردی و پاکدامنی و خواهران شما را دعوت به حیا ، عفاف وحجاب می کنم که این برای شما بهتر است .

با سلام . پيامتان دريافت شد . از خداوند متعال خواهانيم رهروان خوبي براي شهداي عزيزمان باشيم .


کاربر مهمان
1391/09/14 4:54
2
12
مامور آمار جلوی درب خانه ای در زد تا آمار آنها رابگیرید،پیر زنی درب را باز کرد!مامور گفت مادر شما چند نفرید؟پیرزن سر را پایین انداخت و با بغض گفت میشود فردا بیایین؟مامورگفت چرا؟اتفاقی افتاده؟پیرزن با گریه گفت:آخه هنوز منتظرم پسرم برگرده(شادی روح شهدای مفقودالاثر صلوات)
کاربر مهمان
1391/10/14 14:28
0
5
سلام ، الان حدود 10 ماه که از کربلا ایران برگشتم ، هر چه نزدیک به زمان سال تحویا 92 می شویم دلم بیشتر هوای شهدا رو می کنه مخصوصا منطقه هورالعظیم . شهدا منو امسال هم بطلبید

با سلام انشاالله با لطف و كرم شهدا و عنايت حضرت حق امسال هم نيز ميهمانان شهيدان باشيد و ما را از دعاي خيرتان محروم نسازيد با تشكر


کاربر مهمان
1391/11/03 16:35
2
4
سلام ؛ من سال قبل و برای اولین بار به کربلای ایران اعزام شدم نمی تونم حسم و بهتون بگم واقعأ احساس عجیبیه هرچند به نظر دور و بریا و خیلیای دیگه شاید 1 مشت خاک بیشتر نباشه ولی خدا میدونه بچه های عزیز وطن چه سختیهایی که اونجا نکشیدن چه ظلمها که بهشون نشده من تا سال قبل تمایلی به رفتن به راهیان نور نداشتم ولی 1 بار که اعزام شدم اصلأ نمی تونستم دل بکنم انگار یکی از عزیزترین کسم و اونجا جا گذاشتم و دوست دارم یعنی خواش میکنم شهدا امسالم دعوت نامم و امضاء کنید به خدا ما خیلی بهتون بده کاریم شاید با دیدن منطقه های عملیاتیتون بتونیم خودمون و بهتون نزدیکتر ببینیم با تشکر.

با سلام پيامتان دريافت شد ما هم اميدواريم با لطف و مدد شهدا امسال نيز توفيق براي تمامي دوستداران آن سرزمين نور فراهم گردد انشاالله


حسین رنجبر
1391/12/07 11:19
0
1
شهدا سلام به روی ماهتون فقط میخوام بگم طلاییه واقعا عجب طلاییه به اندازه ی قلب کوچکم دوستتون دارم هر چند کوچک است اما قلب هر کس تمام زندگی اوست

با سلام آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/12/10 15:35
0
3
با حضور در مناطق جنوب ،با همسنگران شهيدم تجديد خاطره نموده وپيمان بستم تا جان در بدن دارم ، زير پرچم ولايت جانباز انقلاب زندگي كنم وپشتيبان ولايت فقيه باشمو اعلام نمايم آذربايجان جانباز ، خامنه اي دن آيرلماز .

با سلام آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/12/15 21:32
0
2
سلام امشب ميخوام ازادمايي بگم كه اينروزا كم نيستن اگه زيادنباشن ادمايي كه اداي بسيجي هارودرميارن ادمايي كه اداي عاشق شهدابودنا درميارن تومناطق يه جورن وبيرون مناطق يه جورديگه انگاركه فراموش ميكنن اون گريه هاو...همونايي كه ادعاي امام زموني وولايتي بودنا درميارن دريغ ازيه ذره معرفت واقعي.شهدادلم بدجوري ازاين ادما گرفته اين افرادباعث ميشن ديگرا ن توجامعه بگن بسيجيها خودشون بدترن.چندنفرتاحالاباخودم گفتن اين حرفا.ياصاحب الزمان اقادلم گرفته ازتمام شهرهرجمعه رابراي امدنت دل خوش ميكنم پس كي ميايي گل زهرا؟؟؟؟يامهدي ادركني.اللهم عجل لوليك الفرج.

سلام پیامتان دریافت شد، آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/12/16 10:31
0
1
آنجا که هر جایش همه عطر حسین است دل ها همه یار وفادار حسین است آنجاکه مهراب غلامان حسین است دل ها همه پیوسته با ذکر حسین است دو کوهه مظهر لبیک گویان حسین است شلمچه مظهر عشق خدایی خفتگانش خفتگان کربلایی کرخه را بینی بگویی مظهر تالاب عشق است هرکه را عاشق ببیند غرقه در آغوش عشق است کاروانان را همه مدهوش حق یاب که بر جاپای آنان بوسه ی خاک بهشت است

با سلام ممنون از شعر زیباتون


کاربر مهمان
1391/12/16 17:50
0
2
بسم رب شهید...تورو خدا برام دعاکنیدامسال برم شلمچه...تاحالانرفتم...من عاشق شهدام

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1391/12/16 21:24
0
1
بسم رب الحسین از وقتی با شهید اشنا شدم دلم تاب این دنیاراندارد کاش می شد مثل شهدا بروم خوشا به حال انان که رفتند

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1392/01/30 21:0
0
1
سلام...اجر شما با شهدا...با اجازه این مطلبتون و نقشه مناطق جنگی رو در وبم گذاشتم...ممنون

با سلام، استفاده از مطالب سایت به منظور ترویج فرهنگ ایثار و شهادت بلامانع است.


کاربر مهمان
1392/03/23 9:51
0
1
سلام قبل از اینکه برای اعزام ثبت نام کنم یک حس خوبی داشتم همیشه یکسری سوال از خواهرم درباره سن 20 سالگی میبرسیدم بهش میگفتم به نظرم یک دنیای قشنگی هست امادلیل این همه خوشحالی رو نمیدونستم تا این که به من گفتن برای اعزام شدن آماده شو خیلی خوشحال شدم دلیل اون همه خوشحالی روفهمیدم من امسال جشن تولد20 سالگیم رو در کنار شهدای طلائیه بودم 1391/12/26 و من دانشجو پرستاری هستم و دقیقا شب تولد حضرت معصومه من در بیمارستان صحرایی بودم من تبریکروز پرستار رو زودتر از همه از شهدا گرفتم و خدا کند این بار جزء خادمین باشم و جشن 21 سالگی در کنار شهدا

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1392/03/27 12:44
0
2
بعضی روزها دلم عجیب هوایی می شود...به هیچ صراطی هم مستقیم نیست...مدام بهانه تورا می گیرد...عجیب دوستت دارد...تازه!بعضی وقت ها گوشه ای پشت به من می نشیند وزانو هایش را بغل می کندوغریبانه به یادت گریه می کند...خودم شنیده ام!...گاهی خودم هم پابه پایش گریه می کنم دلداری اش میدهم...اما بی فایده است...دلم فقط تورا بهانه می کند... گاهی صدای ترک خوردن شیشه نازک تنهایی اش انقدر بلند می شود که همه را خبر می کند...عجیب تنهاست...گاهی صدای دعا کردنش را می شنوم...در صحبت هایش که دقیق می شوم انگاراز خدا عاجزانه تو را طلب می کند...اما این روزهادیگرهیچ کاری نمی کند...انگاردیگرتوانی برایش نمانده است...فقط گوشه ای می نشیند وبه چهره ی زیبای توروی دیواراتاق تنهایی اش خیره می شود...شهدا دلم برای غریبی تان تنگ تنگ است...

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1392/04/18 23:18
0
2
السلام علی الشهدا جمیعاً و رحمة الله و برکاته... خدای خوبم فقط تو میدونی که چقد دلتنگ شهدام... ببار ای اشک... شهدا میدونم بارها باهاتون پیمان بستم و هربار هم عهدم رو شکستم، اما شما برای من جلوه ای از خدای مهربونمید! دلم میگه صدبار اگر توبه شکستی بازآ... مبادا که با من قهر کنید!من منتظرتونم، منتظر لحظه ای که صدام کنید، منتظر لحظه ی اجابت... دلم شما رو میخواد! دلم میخواد منو دعوت کنید به مهمونی باشکوهتون! یعنی میشه؟ میشه 1بار دیگه لایق حضورتون بشم؟ میشه دوباره خادم شما بشم؟ آه خدای من با تو محال هم شدنیه....

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1392/06/05 11:36
0
1
سلام .من33سالمه وخواهرشهید هستم که هرموقع می بینم کاروان راهیان نور داره میره ،گریه ام میگیره و آرزو دارم روزی خدا کمکم کنه وشرایط بهم اجازه بده که با دخترم به این سفر معنوی برویم .نذر کردم در این سفر به عنوان خادم به زائرین خدمت کنم آیا چنین چیزی مقدوره ؟باتشکر. التماس دعا

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ... برای خادمی با دفتر آوینه (ویژه خادمین خواهر) تماس بگیرید. 02532922166-7


کاربر مهمان
1392/06/22 11:20
0
1
بسم الله لرحمن الرحیم سلام وقتی تو سالهای گذشته دوستانم اردوی راهیان نور می رفتند من فقط نگاهشون میکردم!دوست داشتم برم اما نمیدونم چرا ثبت نام نمیکردم! اما الان عشق به شهدا تموم زندگیمو گرفته. هر روزی که میگذره با چندتاشهید آشنا میشم اشک چشمم خشک نمیشه وقتی درباره شون مطلب میخونم یا فیلمشونو میبینم حالا که من اونا رو میخوام انگار اونا منو نمیخوان! کاش غیر از عید و تابستان هم اردوی راهیان نور برگزار می شد، آخه من چطوری میتونم تا دم عید طاقت بیارم؟!!!!!

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1392/07/11 13:12
0
2
عیدنوروز 91 کربلا ایران بودم اولین بار بود واسم جالب بود اخه همیشه کارم تو خونه تحقیق درباره شهدا بود چون بابام راوی مناطق جنگی است. دوست داشتم با پیداکردن مطالب تازه من هم در اشناکردن جوانان با شهدا سهمی هرچند کوچک داشته باشم.زمانی که قسمتم شد رفتم مناطق جنوب حس عجیبی بود مخصوصا وقتی یک قدمی عراق بودیم وبوی کربلا ونجف به مشام می رسید.همونجابود از شهدا کربلا خواستم ولی باورم نمی شد لیاقت اجابتش را پیداکنم. درست عید سال92 کربلا ونجف وسامرا وکاظمین بودم واین رامدیون شهدا ودعایشان هستم.

با سلام، خوش به سعادتتون


abdulgeyum dehwari
1392/08/04 14:8
0
1
سلام .داریم به سالگرد شهادت شهید ان بزرگوار ومحبوب سردار شوشتری عزیز وشهید محمد زاده وهم رکابان آنان شهدای بلوچ نزدیک میشیم . دوسال پیش افتخار سرپرستی دانش آموزان دخترانه اسفندک و دهک را به خوزستان داشتم هوای پاک اروند رود وشلمچه وهویزه را هنوز حس می کنم خوب یادم هست دانش آموزم روی سنگرهای شلمچه نشست وگریست وگریستم . شنیدن کی بود مانند دیدن.

گریست وگریستم ... با سلام پیامتان دریافت شد. زیبا بود.


کاربر مهمان
1392/08/05 13:25
0
1
شهادت تنها سلاح برنده ای است که هیچ قدرتی توانایی ساختن آن را ندارد. شهید مبارک رضائی

با سلام . پيامتان دريافت شد .


کاربر مهمان
1392/09/13 7:33
0
1
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش واو هر لحظه پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد.....نمیدونم چرا با این شعر شروع کردم ولی اولین چیزی که یادم اومد این بود....میگن دلنوشته بنویسی منم گفتم باشه ولی الان 2ساله که هر چی به مغزم فشار میارم انگار نه انگار........تادیشب که تصمیم گرفتم بیام واینو بنویسم:شهدا شرمنده ایم.......شرمنده ایم اگه میبینیم وعین خیالمونم نینست/شرمنده ایم اگه میشنویم ودم بر نمیاریم/میبینیم ومیشنویم صدای گریه هاتونو برامون وبازم عین خیالمون نیست........شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده‌ایم .... با سلام . پيامتان دريافت شد .


parisa keshavarz
1392/09/15 19:41
0
3
يادمه امسال محرم كه رفته بودم عذاداري بدون چادر بودم يه دفعه يه پوستر ديدم كه نوشته بود:خواهرم حجابت برادرم نگاهت!!! از خجالت آب شدم آرزو داشتم اون لحظه زمين دهن باز ميكرد و منو مي بلعيد بايد بگم شهدااااا شرمنده ام....

خواهرم حجابت برادرم نگاهت .... با سلام زیبا بود.


کاربر مهمان
1392/09/28 19:3
0
2
رفتم به اردوی تفریحی خواستم با دوستانم خوش باشم رفتم که عشق و حال کنم اما چه آمدم یک زائروقتی آمدم فهمیده بودم خوش بودن معنای اصلی اش چیست خوش بودن به خنده نیست به ی دل پر امیده عشق و حال نبود ولی آرامش بود عشق و حال نبود ولی عاشقی بود ....

با سلام . پيامتان دريافت شد . آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي ...


کاربر مهمان
1392/10/10 9:53
0
1
به نام خدایی که بنده هایی را آفرید که وجودشون از جنس الماس و نور بود به نام خدای اون کسایی که زندگی و جونشون رو از دادند تا ما بتونیم آزادانه زندگی کنیم.اون کسانی که آسمونی نبودند و به آسمون تعلق داشتند و سرانجام به همون آسمون پرواز کردن. چند هفته ای می شد که از طرف مدرسه اعلام شده بود که قراره بعضی از دانش آموزان رو ببرند اردوی راهیان نور....

سلام پیامتان دریافت شد. چرا ....؟ چرا ادامه ندادید مطلبتون رو؟!


کاربر مهمان
1392/10/16 0:16
0
2
شرمساريم شهيدان كه چنين پژمرديم/زنده مانديد شما ما همه اينجا مرديم/گربخوانيد بدانيد كه ماهم مرديم/مرگ برما اگر از راه شمابرگرديم

با سلام پیامتان دریافت شد


کاربر مهمان
1392/10/27 19:3
0
3
سلام،من چند سالیه که دلم می‌خواد به این سفر معنوی برم ولی متاسفانه قستم نمیشه،امسال درسم تموم شده و از طریق دانشگاه نمی‌تونم برم! نمی‌دونم به کجا مراجعه کنم برای ثبت نام و شرکت در اردو.حالم خیلی بده...نمی‌خوام جا بمونم. ازتون خواهش می‌کنم راهنماییم کنید. اجرتون با سیدالشهدا

با سلام می‌توانید به پایگاه بسیج محلات مراجعه کنید


کاربر مهمان
1392/10/27 19:50
0
1
سلام من خیلی دوست دارم با کاروان راهیان نور برم مناطق جنگی اما عضو هیچ ارگانی نیستم نمیدونم چطوری میشه رفت لطفا راهنماییم کنید.باتشکر.

با سلام می‌توانید به مساجد، پایگاه‌های بسیج و کانون‌های فرهنگی فعال در محلات مراجعه کنید.


کاربر مهمان
1392/12/21 21:51
1
0
سلام من تازه 2 روزه از کربلای ایران اومدم بعد چند سال خیلی اسون جور شد و رفتم ,روز اول خیلی احساس خاصی نداشتم بخصوص توی فکه گرمای شدید, مصافت طولانی و پیاده روی توی رمل ,تشنگی وضعفی که به خاطر اینها بر من غالب شد باعث شد خدا خدا کنم روزها زود بگذره اما.................... هر چه که گذشت دلم بیشتر لرزید دست به دامن شهدا شدم و هر لحظه شهدا رو بیشتر احساس میکردم تا اینکه توی معراج شهدا شب اخر مهمان 16 شهید بودیم وبه خاطر کسالت یکی از بچه ها و انتقال اون به بیمارستان بر خلاف روش معمول اتوبوس ما به خاطریک نفر ماند وبقیه اتوبوس ها رفتن وما ماندیم وشهدا اخه انقدر خلوت بود که به جز ما ,خادم هاو عده ای کم کسی نبود. بله اگه راهتون به کربلای ایران باز شد یعنی دعوت شدید دنیا رو رها کنیدو بچسبید به توشه های معنوی . الان داره دلم تاب تاب میزنه میخوام زمان به عقب برگرده برم دفتر بسیج دانشگاه بگم ثبت نام جنوب کیه؟دارم می میرم واسه یه لحظه حضور توی معراج شهدا دلم تنگه واسه غروب شلمچه واسه اشکهای کنار شهدای گمنام توی اروندرود خدایا دستم رو بگیر کمکم کن همه جا ببینمت
کاربر مهمان
1393/02/05 11:6
0
1
با سلام اینجانب در تاریخ 92/12/8 برای سفر با خودرو شخصی به مناطق ثبت نام نمودم و 364 هزار تومان بابت 7 نفر پرداخت نمودم. با توجه به مشکلی که پیش آمد سه روز بعد اعلام انصراف نمودم و طبق قرار باید با کسر 5 درصد مابقی پول را برگردانند. متاسفانه بعد از حدود 2 ماه که با بهانه های مختلف از جمله اینکه دوستان در مناطق جنگی هستند ما را سرگردان نمودند. اکنون نیز بارها در هفته گذشته تماس گرفتم و هیچکس به هیچ تلفنی پاسخ نمی دهد. خواهشمند است پیگیری نمایید.

با سلام جهت پیگیری با شماره 02166963445 تماس بگیرید


نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





سامانه ثبت نام
 

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
وضعیت آب و هوا
weather.ir is down
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 14173
 بازدید امروز : 303
 کل بازدید : 822889
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 0.5260
نگارخانه|دل‌نوشته‌ها|درباره ما|جستجوی پیشرفته|بانک صوت|عضویت در سایت
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت در اختیار مؤسسه فرهنگی هنری طلایه‌داران نور آفاق قرار دارد.